X
تبلیغات
رایتل

1

شنبه 10 دی‌ماه سال 1390
دقیقا یکساعت و نیم حمام بودم شاید برایتان سوال پیش بیاید که این همه وقت درون حمام چکارمی کردم؟خوب کار خاصی نمی کردم فقط به قول قدیمی ها خودم را چرک می کردم.یعنی آنقدر محکم شستم که از اینور پوست میشد آن طرف را دید و حتی بای بای کرد برای دیوار. سابیدم و هی سابیدم.و اگر شما یزدی بودید سر سفره ی عقد مهر و محبت میسابیدید برای زوج های حاضر در عروسی و البته ترتیب سنی خعلی مهم است شاید یکی بهش برخورد و اینجوری است که کسی که قند می سابد می گوید مِسابَم و مِسابَم. بقیه جواب می دهند:چیچی مِسابی؟ و او می گوید: مهر و محبت مِسابم و بقیه باز جواب می دهندبرای کی؟ و او می گوید برای فلانی و فلانی.داشتم می گفتم از حمام بیرون آمدم وخیلی احساس سبکی می کنم.آخر شما که نمی دانید،پنج روز بود سرما خورده بودم و کون حمام رفتن نداشتم و الان احساس می کنم دیگر تاپاله نیستم.لولویی بودم که الان هلو شده ام. و الان نشسته ام و در ورد این را تایپ می کنم چون پیشگامان خعلی دزد است وهمه اش ارور می دهد الان هی ارور ششصد و هفتاد و هشت می دهد که به تخمم. و الان یک لیوان آب پهلویم است و یک ماهیتابه قارچ سرخ شده.این قارچ ها دو روز است که داخل یخچال هستند و هربار مرا دیدند گفتند بیا ما را بپز اما راستش را بخواهید کونش رانداشتم. الان که امدم بیرون دیدم خواهرم سرخ کرده و سهم مرا برایم جا گذاشتهاست.نمی دانم خواهرم به کی رفته که انقد تنگ است و الهی اگر برای من کم جا گذاشته کوفتش شود.و الان اینجا خوابیده است و خر و پفش هواست.خودش اتاق دارد اما چون صبح ها توی اتاق خودش صدای این دو تا می آید که حرف می زنند و او می خواهد بخوابد به اینجا مهاجرت کرده است.بروم ببینم این بی صاحاب کانکت می شود یا نه. نخیر،نشد و از خماری بادیال آپ کانکت شدم.بله من معتادم:|