X
تبلیغات
رایتل

2

شنبه 10 دی‌ماه سال 1390
همین الان از کلاس زبان برگشته ام خانه و خیلی خسته ام. درحدی که اول می خواستم بخوابم اما دیدم که اگر بخوابم همه ش به نت فکر خواهم کرد و خوب این چه کاریست.پس تصمیم گرفتم اول به نت سر بزنم و بعد بخوابم. راستش را بخواهید ما کلاس زبان می رویم ولی انگار نمی رویم.یعنی استادمان به جای تدریس زبان از هوا و زمین و سیاست و مذهب و عقاید خودش حرف می زند آن هم به فارسی.امشب خوشحالم که نود دارد و نود تنها برنامه ای است که من از تلویزیون می بینم و ما واقعا دچار فقر شبکه و فقر برنامه هستیم و این تلویزیون بی صاحاب هیچی ندارد و بعد می گویند چرا مردم به ماهواره علاقه مند می شوند البته ما ماهواره هم نداریم. و به نظر من باید یک شبکه بسازند و آن را شبکه ی به تخمم نامگذاری کنند و اینجوری باشد که در این شبکه هیچ کس هیچ چیزی به تخمش نباشد مثلا در یک گفتگوی کاملا جدی مجری برنامه یک دفعه هوا کند چون احساس کرده است که همه چی به تخمش است. و این شبکه اینجوری باشد که به صورت کاملا رندوم و خودجوش وسط برنامه ها هوا کنند و من مطمئنم که خیلی طرفدار پیدا خواهد کرد و همه ی مردم می نشینند نگاه می کنند ببینند کی هوا می کند اما مطمئنا بعد از مدتی همه چیز برای همه عادی می شود و خیلی هم خوب و فان است این قضیه. و نمی دانم چرا برادرم همیشه به من می گوید تو با سرعت دوازده کاراکتر بر ثانیه کسشر می گویی و الان حدود دو دقیقه است که من دارم این ها را می نویسم و حیف که حوصله ندارم بشمارم ببینم چند کاراکتر شده است تا بر ثانیه تقسیم کنم و ببینم آیا او درست گفته است یا مانند همیشه زر زده است. و یکی محض رضای خدا بیاید این ویندوز را برای من عوض کند که خسته شدم از بس این دو تا این را خراب کردند و من ویندوز عوض کردم و دیگر اعصابش را ندارم.