X
تبلیغات
رایتل

36

شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1390
امروز واقعن روزی استحماری بود.استحماری یعنی خر کنی. دقیقا 11 ساعت پشت کامپیوتر نشسته بودیم و کارنامه و این عن و گه ها می خواندیم و می فرستادیم و تحویل می دادیم و انقدر معتادم که دوباره پریده ام توی پلاس.در حالت عادی الان باید خواب باشم ولی چون من عادی نیستم و هیچ کارم به آدم نرفته است دارم اینجا کسشر تایپ می کنم. خر خوبی هستم به حول و قوه ی الهی. و بدانید و آگاه باشید که یک قسمت بدن انسان به های بای احتیاج دارد و اگر دو روز های بای نخورید های بای خونتان کم می شود و کسخل می شوید مثل من. پس نگذارید های بای خونتان پایین بیاید چون اصلن خوب نیست و صحیح نیست که شما جلوی یک جمع حالا گیرم که این جمع خواهر برادر کسخلترتان باشند یک دفعه بخندید،یک دفعه گریه کنید و یک دفعه با دهنتان صدای گوز درآورید. و اینها همه از بی های بایی بودن است.عبرت بگیرید تا مختان نگوزد و الان به همین سوی چراغ نمی دانم چه تایپ کرده ام و چشمانم دارد اله وله می شود.خدافس