X
تبلیغات
رایتل

63

شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1390
امروز دو تا فانتزی داشتم که خیر سرم فانتزی اش را داشتم و تخمش را نداشتم.بله یک چنین انسان بدون تخمی هستم و می خواستم بروم دم یکی از این شعب رای گیری با خودکاری در دست و بگویم برای کمک آمده ام تعرفه هایتان را بیاورید پر کنم فقط زود بگویید کی رای آورده که خیلی کار دارم. و دیگر اینکه می خواستم راه بیفتم و به تک تک شعب بروم و مسئولین آنجا را خفت کنم که چه کسی رای آورده است آیا. ولی ترسیدم حتی اگر من را نگیرند مرا به دیوانه خانه بفرستند و فکر کنند کسمخ شده ام. البته اگر فکر هم می کردند درست بود ولی همه چیز را نباید همگان بدانند. و امروز دوباره شروع کرده ام به خواندن عقاید یک دلقک و عجیب است به مقدار خیلی زیادی با او احساس نزدیکی می کنم و درکش می کنم در حالی که دفعات قبل که می خواندم اینجور نبود.آیا دارم تبدیل به دلقکی مست می شوم؟