X
تبلیغات
رایتل

69

جمعه 19 اسفند‌ماه سال 1390
حقیقتش را بخواهید دقیقن دو ماه است که تعجب شدیدی بر من مستولی شده است و از شدت مستولی بودگیِ تعجب چشمانم دارد از پس کله ام می زند بیرون. و اصلن نمی توانم خودم را درک کنم که چگونه است که توانسته ام هم بکشم و سر کار روم و هرچه را بتوانم درک کنم به قرعان کریم/مجید/رحیم( چه می دانم اصلن رمضان) نمی توانم جمعه هایی را که آزمون داریم درک کنم که 12 ساعت تنگ می شوم. و هعی به خودم می گویم اااااااااا وییده؟تویی؟ و بعد می بینم که مع الاسف بله خودم می باشم و واقعن بدجور بر آرمان هایم تاخته ام و اصلن از خودم راضی نیستم. و واقعن چه ضرورتی دارد وقتی می توانی بخوری و بخوابی، نخوری و نخوابی؟هاع؟ و چربی هایی که آب شده از من را بر آقای خ حلال نمی کنم.قرار ما این نبود.قرار بر چربی آب شدگی نبود به همین سوی چراغ.