X
تبلیغات
رایتل

87

یکشنبه 13 فروردین‌ماه سال 1391
سلام بابا.خوبی؟می دانی دیگر مردنت را باور کرده ام؟حتا می توانم سر قبرت فاتحه بخوانم؟آخر نمی دانی که! قبلن می آمدم به قبرت زل می زدم و می رفتم زبانم نمی گشت که فاتحه بخوانم.می دانی مادرم خوب شده است؟دیگر غصه ی مردن تو را را نمی خورد؟دیگر ساعت ها به یک جایی زل نمی زند؟دیگر بی خواب نمی شود از نبودت؟به کسی نگو بابا.من  هم دیگر دلم برایت تنگ نمی شود.حتا دیگر دلم برای مخاطب خاص هم تنگ نمی شود.دیگر دوستش ندارم بابا.فراموشش کرده ام بابا.می دانی بابا؟ تازگی ها همه چیز به تخمم شده است.مخاطب خاص هم به تخمم شده است.می بینی چقدر همه چیز عالی است؟اینها دروغ سیزده بود بابا!