X
تبلیغات
رایتل

121

سه‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1391
هفته ی پیش ساعت هشتِ صبحِ امروزش کلاس هلو داشتیم و راستش را بخواهید کونم نشد بروم.حال امروز که هم کشیده ام و به سختی رفته ام می گویند چون هفته ی پیش خودت را هم نکشیدی دیگر کلن هم نکش و نیا.العان فک کرده اید من عزا می گیرم؟حقیقتن به تخمم.اصلن خودم می روم نرم افزار حسابداری درست می کنم به اسم پشم خر.خیلی هم از هلوی شما بهتر.اصلن حرف میوه شد؟می گذارم گیلاس کرمو.اصلن می روم به دایی ام می گویم این هلو را یادم بدهد پول هم نمی دهم کونم هم که سوزیده بود خنکتر می شود.فکر کرده اید چه؟تازه دایی ام خودش یک هلوی بالقوه است.اصلن مقداری پرز است که بهش آدم وصل شده است.می خواهم بگویم از آن استادِ کچلِ پرزندارتان بهتر است.