X
تبلیغات
رایتل

169

دوشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1391
می خواهم دلم را بکوبم و از نو بسازم.البته می خواهم کلهم ساختمانش را فرق دهم.اصلن نباید شبیه گذشته اش باشد.قبل‌تر ها فکر می کردم دل باید دهکده ای تک سرنشین باشد.تا یکی تویش هست کس دیگری حق ندارد پایش را تویش بگذارد.حتی تا کسی کامل دور نشده از دلت نباید مهمان جدید بیاوری.می گفتم: دل است،ترمینال که نیست.دلم دهکده ی کوچک و خوش آب و هوایی بود.هر مسافری آمد گوشه ای را خراب کرد و رفت.حالا که دیگر از دهکده جز ویرانه ای نمانده باید بکوبم و از نوبسازمش.می خواهم این بار فقط اتاقک کوچکی بسازم بدون هیچ در و پنجره ای حتا.با دیوارهای بتونی.سقف هم داشته باشد که هیچ دزدی وارد حریمش نشود.می دانید؟فکر می کنم این جوری امن تر باشد.