X
تبلیغات
رایتل

218

چهارشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1391

راستش را بخواهی هیچ وقت نفهمیدم دقیقا آخرین روزهای با تو بودن چه زمانی می شود.یادت نیست؟قسم خورده بودی که این روزها آخرین روزهای با تو بودن نیست.قول داده بودی که برمی گردی.می گفتی مجبوری به رفتن.دقیق یادم هست که گفته بودی از زیر سنگ هم که شده پیدایت می کنم باز.و من چهارسال صبر کردم.خودم سنگ شدم حتا.پیدایم نکردی که.سرگرم کجا بودی؟خیلی ساده بودم.نه؟راستش را بخواهی هیچ وقت نفهمیدم اخرین روزهای با یاد تو بودن کی رسید؟کی دیگر خوابت را ندیدم؟کی دیگر منتظرت نبودم؟