X
تبلیغات
رایتل

235

یکشنبه 3 دی‌ماه سال 1391
فی الواقع همین فردا صبح میان ترم صنعتی دو دارم و قدر گوز هم حالیم نیست و نشان به آن نشان که یک ماگ پرملات قهوه درست کردم که بخورم و تا صبح بیدار بمانم و به خداوندی خدا سوگند که العان چشم هایم را با چوب کبریت باز نگه داشته ام و تنها کاری که نمی توانم بکنم خواندن درسیست که به حول و قوه ی الاهی در هیچ کدام از کلاس هایش شرکت نکرده ام و به هوش ذاتی خودم متکی بودم که العان با خواندن کتاب فهمیدم که -شرمنده ی رویتان- ولی خیلی کلفت ریده ام و حتی آب هم بزنی در چاه خلا گیر می کند.نمی دانم چه سرّیست که همین امشب وسط درس خواندن تصور کردم که رسالت الاهی من نقاشی بوده است و ابتدا شروع کردم تصویر زنی را با شرت و سوتین کشیدن و عووف گفتن و سپس برای خودم انگشت فاک نشان دادم و هی سعی کردم نقش دستم را بکشم که موفق نشدم مع الاسف، و یک دفعه یادم افتاد که خاک عالم بر سرم شد،به این سن رسیده ام هنوز نقشه ی خانه ی مان را نکشیده ام و شروع کردم به مثابه بهترین مهندسین عمران این مرز و بوم به کشیدن نمای خانه تا یکهو جریمه نشوم.می خواهم بگویم چنین عادم ِ خود را به چس و گوز ِ هوایی بندکنی هستم و العان هم به جای درس خواندن نشسته ام و اینها را تایپ می کنم.باشد که فردا صبح ساعت 9 رستگار شوم!به نظر شما می توان از فرمول ها عکس گرفت و به بهانه ی استفاده از ماشین حساب ِ گوشی از رویشان نگاه کرد یا تخمش را ندارم؟ و این را هم در نظر بگیرید که در امر تقلب چنان عادم تخم نداری هستم که در امتحان اوپن بوکی که جواب همه ی سوال ها را در حل المسائل داشتم ترسیدم که نگاه کنم و به شدت از همه ی دانشگاه فحش خوردم.راستی تا به حال به دلیل گم کردن شارژرتان گوشی خود را با کامپیوتر شارژ کرده اید؟چقدر طول می کشد تا همه اش شارژ شود؟