X
تبلیغات
رایتل

245

جمعه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1392

شما که غریبه نیستید،قدیم تر ها وقتی هنوز نوار کاست ور نیفتاده بود و سی دی و دی وی دی هنوز فراگیر نشده بود،حول و حوش سیزده چارده سالیگم یعنی،عشق نوارهای سعید شهروز داشتم.هر آهنگی را هزار بار گوش داده بودم،حتی بیایید در گوشتان بگویم-یک دفتر داشتم که همه ی شعرهایش را تویش نوشته بودم-هیییس میدانم خیلی چیپ بوده است کارم، اما خدایی همه ی ما در همین سنین چیپ بازی هایی داشته ایم حالا یکی مثل من پسر شجاع می شود و اعتراف می کند یکی هم پسر شجاع نمی شود و اعتراف نمی کند.هنوز هم نوارهایش را دارم البته.ضبط صوت نداریم حالا.بله داشتم میگفتم دیشب به یاد ایام قدیم افتادم.صبر کردم ساعت 2 شود تا دانلود مجانی شود، آخر میدانید؟ ما مثل شما بورژوا نیستیم،اینترنت نامحدود هم نداریم.پرولتاریای بدبختی هستیم که منتظر ساعت دانلود مجانی می مانیم و تازه وقتی دانلود مجانی شد هی سرعت را به اجداد نداشته اش قسم می دهیم که خوب باشد.بله ساعت که 2 شد گشتم و فول آلبومش را پیدا کرده و دانلود کردم. خیلی خوب بود.حتا یادم می آید بعد از کدام آهنگ ور ِ نوار را عوض می کردم.شعرها را هم که از دم حفظ بودم.شما هم اینجوری هستید یا فقط من آهنگ های هزار سال پیش را با کیفیت آینه به یاد می آورم و الان حتا نمی توانم کارهای صبحم را به خاطر بسپارم که رییس فلان فلان شده مان نگوید توی پیشانی ات یادداشت کن کارها را.افکار سیزده چارده سالگیم را میخواهم.چقدر بی دغدغه تر و راحت تر بودم.مهم ترین دغدغه ام این بود که معدل امسالم که شده است 19.25 نسبت به پارسال که 19.65 شده بود 0.4 افت داشته است و حالا بدبخت بیچاره شدم و جواب مادرم را چه بدهم و آبرویش را در کوی و برزن و جلوی همکارانش برده ام و آخر درست است که فرزند خانم س معدلش از بقیه ی هم کلاسی هایش کمتر شده است؟ حالا ولی...دغدغه هایم فیلان خر را پاره میکند.خر هم طاقتی دارد چونکه.راستی یک ترانه ای دارد که در اواسطش میفرماید: قربونی وصال تو پوست نجیب پیرهنم،ما که آن وقت ها بچه بودیم و حالیمان نبود ولی آیا منظور این نبوده است که لباسمو پاره میکنم میچسبم بهت؟خاک به سرم.چه بی ناموسیا.