X
تبلیغات
رایتل

3

شنبه 10 دی‌ماه سال 1390
یک ساعت پیش همین موقع از خواب بیدار شدم و دقیقا نیم ساعت کارم بود با این بی صاحاب کانکت شوم.چون این خراب است و من کونش را ندارم که ویندوزش را عوض کنم پس با همین سر می کنم و هی به پیشگامان فحش می دهم. و بعد از اینکه توانستم کانکت شوم برادرم آمد تا فیلم تنیس دانلود کند و من خیلی دوست دارم بروم برینم بر تنیس و هرچه درون آن است شاید کمی دلم خنک شود. و در نیم ساعت باقی مانده من هی با این دو تا معاشرت کردم.معاشرت کنید.معاشرت خیلی خوب است.معاشرت کنید تا مانند من یک آدم بیس و چار ساله ی افسرده ی درخودفرو رو نباشید. وباید یک جایی هم باشد که آدم های تنها بروند آنجا و با هم معاشرت کنند و خیلی هم خوب است این قضیه و حتی ممکن است آخر کار معاشرت کردنشان به ازدواج برسد و مخاطب خاص همدیگر بشوند حتا. دولت واقعا به فکر جوان های افسرده ی در خود فرو رو نیست.چندین روز است هی در سر من نوت می جوشد و من کونش را ندارم که همه اش را بنویسم و حتی وقتی شروع به نوشتن می کنم نصفش را یادم می رود.بله در واقع چنین آدم به دردنخوری هستم من. و باید یک چیزی باشد که وقتی ما نوتمان می آید کله ی مان را محکم به آن بکوبیم و خودش شروع کند نوشتن آنچه در فکرمان هست تا ما خسته نشویم و دیشب نود دیدم و حتی یک جاییش گریه ام گرفت و فهمیدم که احساساتی شده ام و این همه اش تقصیر مخاطب خاص است که یک روز هست و دو روز نیست.آی مخاطب خاص ها همیشه در دسترس باشید.