X
تبلیغات
رایتل

5

شنبه 10 دی‌ماه سال 1390
دقیقا نمی دانم چه مرگم شده است.فردا امتحان زبان دارم و همه اش پای نت هستم.وقتی هم از پای نت بلند می شوم میروم روانشناسی می خوانم.در این حد مخم ریده است یعنی. با اینکه دل خوشی از این پلاس ندارم اما مرا معتاد کرده است بدتر از گودر حتا.می ترسم یک ساعت نیایم و نوت هایتان از دیدم در برود.خیلی اوضاع گهی است. من که در این دو سال گذشته خرخوان شده بودم دوباره دارم به اصلِ درس نخوانِ قبلیم برمی گردم و این خیلی بد است.ناسلامتی من برای خودم اهداف والایی داشتم.اهدافی از قبیل درس خواندن و به دوردست ها رفتن. آنقدر دور دست که به اوضاع فعلیم فکر نکنم. و الان زمان امتحانات است و من در فرجه ام و همه ش پای پلاس هستم و نمی توانم خودم را ببخشم و از یک طرف هم نمی توانم کونم را جمع کنم و به درس خواندن بپردازم. و باید یکی باشد هی هر ساعت بیاید بزند توی سر من و بگوید احمق چرا درس نمی خوانی؟ می خواهی حسابداری هم مثل ریاضی بشود.آخر شما که نمی دانید من مدرک فوق دیپلم ریاضی دارم و آن را نصفه ول کرده ام و دارم حسابداری می خوانم از بس که من با کلاسم و حوصله دارم خیر سرم.