X
تبلیغات
رایتل

51

شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1390
تا به حال احساس کوزت نبودگی می کردم و الان کوزتی بیش نیستم و حقیقتن به کون خودم شک کرده ام که تا الان کجا بوده که یک دفعه پیدایش شده و انقد کار کرده که به مرز پارگی نزدیک شده است. و امروز کمرم به من گفت گاییدی من را و گفت خدافس و رفت. و دارم به این موضوع فکر می کنم که اگر بنا باشد یکی یکی امعا و احشاء بدنم مراترک کنند دیگر از من چه می ماند جز دلی که می خواهم ترکم کند و برود و مثل زالو چسبیده است و نمی رود. و ای دل عزیز چرا به صدا و کمرم نگاه نمی کنی و راه دوردست ها را در پیش نمی گیری که همانا در دوردست ها راه نجاتی است برای آنان که می اندیشند و رستگار شدگان.