X
تبلیغات
رایتل

54

جمعه 5 اسفند‌ماه سال 1390
چهار عدد قرص استامینوفن کدوئین را بدون رحم به معده ام خورده ام و الان احساس سرخوش بودگی بر من مستولی شده است و سرم که 3کیلو بود و روی بدنم سنگینی می کرد الان از پر کاهی سبک تر شده است و تنها مشکلی که دارم این است که معده ام دارد با من دعوا می کند و چاره ی او هم یک رانیتیدین است.بله من یک انسان قرصی هستم و خودم را به قرص بسته ام و خعلی بد است که یک انسان بیس چارساله در حدی دوز به گاروندگی اش بالا باشد که اندازه ی پیرزنی صدساله قرص بخورد. و کاش که اثر این استامینوفن ها دائمی بود و همیشه سرخوش بودم و همیشه شنگول می زدم.البته در حالت عادی هم زیاد فرقی ندارم فقط دوز کسخلی ام کمی پایینتر است. فکر کنم راه زیادی هم نمانده باشد بدون قرص. و بعضی وقت ها انقدر زندگی بر انسان سخت می گیرد که آدم ترجیح می دهد کلن بزند کانال دیگر و هعی بگوید و بخندد و سرخوش باشد.البته در این مورد اطرافیان سرخوش می شوند نه خود انسان.انسان فقط بیشتر به گا می رود.