X
تبلیغات
رایتل

194

دوشنبه 26 تیر‌ماه سال 1391
فی الواقع به تخمم است که چه فکری می کنید و حتاع ممکن است فکر کنید من بی کلاسم و اینها. اما بدم می آید از این آهنگ های سرکاری.آهنگ هایی که یک گروه عظیم جمع می شوند و مثل کسخل ها فقط آهنگ می رنند.خواندن حتی نقش پشم خر را هم ایفا نمی کند در این آهنگ ها.آهنگ باید خواننده داشته باشد تا آدم بتواند هی شعر و خواننده را دست بیاندازد و هارهار بخندد.خشک و خالی که نمی شود.این همه می زنند و خودشان را جر می دهند آخرش هیچی؟آدم یاد این زندگی تخمی می افتد که.هی بدو هی بدو هی هدف تعیین کن هی کون خودت را جر بده که چه بشود؟آخرش چیست؟به کجا می رسیم بعد از این همه دوندگی؟دسته جمعی داریم خاله بازی می کنیم و حالیمان هم نیست.تازه اگر یک روز یکی از عروسک هایمان را بگیرند چه آه و ناله ها که راه نمی اندازیم.فقط کافیست یک عروسک جدیدتر پیدا کنیم تا همه چیز یادمان برود.این خاله بازی هم که تمام شود نخود نخود هرکه رود خانه ی خود؟خوب آخرش که چه؟ هاع؟همانطور که اصلن درک نمی کنم ملتی را که آهنگ های بی کلام گوش می دهند و لذت می برند و حتا آرام می شوند،درک نمی کنم ملتی را که می گویند زندگی زیباست.شاید در لحظه زیبا باشد.شاید حتا لحظه به لحظه اش زیبا باشد اما وقتی هدفی در پشت این زیبایی نیست پوچ است به نظر من.آرامش هم بیاید سرش را بخورد.