X
تبلیغات
رایتل

207

یکشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1391

راستش را بخواهید بهتر است که راستش را نخواهید.چون اصلن خوب نیستم و مجبور می شوم از این خوب نبودگی پرده برداری کنم و این به مذاقم! سازگار نیست.خیلی وقت است که سکوت شده ام و هی به دوردست های خوب زل می زنم . هی بیرونم سکوت کرده است و درونم هی حرف می زند.حقیقتش را بخواهید درونم چندین نفر با زبان های مختلف در حال وراجی هستند و من به عنوان داور نظارت می کنم و حتا تخم ندارم که سوت پایان را بزنم.نه اینکه تخم نداشته باشم هاع.نع.توان ساکت کردنشان را ندارم.می ترسم بیایم ساکتشان کنم مثل آن داور بدبخت چوکای تالش کتک بخورم و راستش با این هیکلم جان کتک خوردن ندارم.هی به پدر و دخدرخاله و خاله و دخدرعمه و مادربزرگ و عمه و دایی و عموی خاک بر سر فکر می کنم و حرص می خورم.دلم می خواهد یک غول چراغ جادویی می بود که همه ی مشکلاتشان را حل می کرد و من راحت می شدم.بلی چنین انسان خر خانواده دوستی هستم. حال ممکن است شما فکر کنید که خر که انسان نمی شود.بلی درست فکر کرده اید چنین خر خانواده دوستی هستم. از وقتی هم که نتایج کنکور آمده به شدت رد کرده ام.یا باید زنگ بزنم به دانش آموزان و شماره داوطلبی ازشان بگیرم.یا وارد سایت کوفتی سنجش شوم و کارنامه بگیرم و بعد بروم توی سایت سیتی اطلاعات وارد کنم و فایل اچ تی ام ال بفرستم.راستش را بخواهید با اینکه خیلی وقت از کنکور دادن من گذشته و العان هم که وارد سایت می شوم مربوط به خودم نیست و مربوط به رتبه ی بچه هاست دچار یک نوع تپش قلب بدی می شوم و انگاری یکی نشسته است روی دماغم و تا سنجش را نبندم خوب نمی‌شوم.العان هم نهایت آمال و آرزویم این شده است که درصد ارسال نتایج دانش آموزان را بالا ببرم و از زرد تبدیل به سبز شوم.اینجا رتبه بندی درصدها بدین صورت است: سیاه:خیلی خیلی کم،قرمز:خیلی کم،زرد:کم،سبز:زیاد و آبی خیلی زیاد.بله آرزوهایم بدین حد از روزمرگی و چیپ بودگی رسیده است.چند وقتی هم هست که کرومم یک جور کسخل خری شده است که وقتی روی تب هایش کلیک می کنم خود به خود بسته می شود و با اینکه من کلوز را نمی زنم کرومم کلوز می بیند و انگار که کرومم لوچ شده است.ویروس لوچی گرفته است.