مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

150

پنجشنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1391
کوچه پس کوچه های قلبم را آب و جارو کرده بودم تا بیایی و بر تاج سر قلبم بنشینی.چه می دانستم ماندنت دائمی نیست.چه می دانستم می خواهی بروی؟ خیسی کوچه های قلبم کار دستم داد.همان آبی که پشت سرت ریختم تا سالم برگردی کار دستم داد.فکر می کردم برمی گردی.فکر می کردم به مسافرت می روی.آب را که ریختم خودت رفتی ولی بودنت نم کشید در قلبم.سنگین شد.نتوانست خودش را از قلبم بیرون کند.حالا اینجا بودنت سنگین شده در قلبم.نم کشیدگی اش باعث کپک زدگی قلبم شده.به بودنت بگو گورش را گم کند.می خواهم بودنت دیگر نباشد.

149

چهارشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1391
واقعن فکرش نکردی آقای خدا؟از تو بعید است.انقدر که به فکر همه چیز بوده ای به این فکر نبوده باشی.واقعن به ذهنت نرسید که همانجور که چاه آب هست،دریای پر از آب هست،چایی هم همین ها را می خواهد؟واقعن انصاف است که ما هی چای دم کنیم،هی بخوریم،هی تمام شود و هی دوباره این پروسه را تکرار کنیم؟چایی که نباید تمام شود که.باید بروی شیر را باز کنی و همینجوری چای بریزد بیرون.باید دلو را در چاه بیندازی و پر از چای داغ بکشی بالا.چطور چاه هایت یوسف می دهد چای نمی دهد؟این عدل است؟ به همین سوی چراغ از عدالتت به دور است.خودت نکرده فکر نکنی از گشادی است هاع.نع.به همین سوی چراغ اگر اینگونه باشد.اصلن چای که گشادگی بر نمی دارد.منظورم این است که چای نباید تمام شود.باید همیشه موجود باشد.دانشمندان شما یک غلطی بکنید پیلیز.قول می دهم هرچه هم برایمان قبض چای آمد خودم پرداخت کنم.

148

سه شنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1391

فکر کرده ای همین جور یلخی است؟بیایی؟به گا بدهی؟بروی؟به همین سوی چراغ اگر این جور باشد.باید تاوان بدهی.تاوان دلی شکسته.روحی سوخته شده.مملکت بی قانون است ولی نه در این حد. خِرَت را سفت می چسبم تا یک روح تازه پیدا کنی برایم.اصلن با یک آجان و یک جاروی کشیدن روح می آیم روحت را می کشم و می برم.یادت هست چطور جارویت را دم قلبم گرفتی و روحم را کشیدی؟نمی گذارم قصر در بروی.اصلن روح کثیفت را نمی خواهم که.بگذار در کوزه آبش را بخور.باید یک روح خوب کارکرده برایم پیدا کنی.آخر روح هرچه کارکرده تر باشد بهتر است.کمتر اشتباه می کند..من نمی دانم چطوری ولی زود باش تا از کون دارت نزده ام.

147

سه شنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1391

فکرش را بکنید چقدر اتاقم به قول ما یزدی ها رِخته وارِخته بود که با تمام کون نداشتگی خودم خجالت کشیدم و مرتبش کردم در حدی که به اندازه ی یک کیسه زباله آشغال از آن بیرون بردم و البته فکر نکنید که تمام شد جاروکشی اش مانده است و مدیونید اگر فکر کنید که قرار است جارو هم بکنم خوب هر کونی اندازه ای دارد به قرعان.یادتان هست؟روحم-حسینقلی را می گویم-شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی سوار بر خرِ درونم شد و خودش را درون کوره ی روح سوزی انداخت؟من که یادم نیست.عادمی که روح ندارد  چیزی یادش نمیماند که!فقط بعضی وقت ها مثل امروز جای نبودنش می خارد.تیر می کشد گاهی.پماد ضد خارش بی روح شدگی را کجا می فروشند؟هی یادت بخیر حسینقلی .

146

یکشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1391

باید باشد.باید یک فلشی وجود داشته باشد که بتوانی عزیزانت را کپی کنی رویش. که هر وقت دلتنگشان شدی فلش را به قلبت بزنی و اجرایش کنی و عزیزت از چشمانت بپرد بیرون و بغلش کنی و ببویی اش.که انقدر دلتنگ عزیزانت نشوی دیگر.این دانشمندان بروند سرشان را بگذارند و بمیرند با این کونِ گشادشان.باید فلشی باشد که آن را به قلبت وصل کنی و سپس به عزیزت محکم وصل شوی.دستانش را محکم بگیری یا بغلش کنی و او روی قلبت کپی شود.تازه باید خود فلش تشخیص بدهد که این یک فایل محافظت شده است.حتا اگر همه ی بدنت را ویروس گرفت.حتی اگر کلن فرمت شدی نباید عزیزانت پاک شوند که.باید همیشه باشند.دانشمندان عزیز عنم به ریشتان.

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>